تبليغاتX
شاكي
نظرتون چیه؟
چند روز پس از انتشار تقويمي از سوي بنياد بين المللي الغدير که در آن هيچ يک از مناسبت هاي ملي و حتا 12 فروردين و 22 بهمن نيز ذکر نشده اند، يک موسسه انتشار کتب مذهبي در قم اقدام به انتشار اثري با نام "تقويم زناشويي" کرده که اختصاص به توصيه هاي جنسي منسوب به پيشوايان مذهبي شيعه دارد. انتشار چنين آثاري با مجوز وزارت ارشاد در حالي صورت مي گيرد که از آغاز به کار حسين صفار هرندي به عنوان وزير ارشاد، موجي از محدوديت و سانسور حوزه نشر کتاب و مطبوعات را در بر گرفته است.
 
اثر بي نظير ارزشي
هفته گذشته اثري در قم منتشر شد با جلد چهار رنگ و صفحات داخلي دو رنگ تحت عنوان "تقويم زناشويي". اين کتاب که در تيراژ صد هزار جلد به چاپ رسيده، در قم گردآوري، تنظيم، طراحي و با مجوز ارشاد اسلامي قم،منتشر شده است. ناشر اين تقويم، که يکي از مراکز مورد حمايت دولتي و قضايي است، با اشاره به داشتن حق كپي رايت مندرجات اين تقويم، نسبت به كساني كه قصد اقتباس و يا استفاده از مطالب آن را كه از حليه المتقين و رساله هاي عمليه مراجع، گرفته شده هشدار داده است. حليه المتقين مجموعه اي از روايات درباره مسائل مختلف مذهبي است که بخشي آن به مسائل جنسي اختصاص دارد و بسياري از کارشناسان ديني، بخش بزرگي از مندرجات آن را نامعتبر مي دانند.
 
در تقويم زناشويي، چهار بخش در بين فصول مختلف در نظر گرفته شده كه نگاه به آن خالي از لطف نيست. بخش اول به موضوع خواستگاري اختصاص دارد، و پس از يک مقدمه کوتاه، تعريف خواستگاري به روايتي از امام صادق در باره نماز و دعاي خواستگاري امدهو از قول امام صادق گفته شده است: "هرگاه كسي اراده خواستگاري نمايد دو ركعت نماز بگذارد و حمد و ثناي الهي گويد و دعايي كه از صفحه 93 حليه المتقين نقل شده بخواند." در اين بخش همچنين ضمن "نهي انجام عمل جنسي در روزهاي قمر در عقرب" و تاكيد بر نهي عمل آن در ساير روايات اسلامي، در مورد ملاك انتخاب همسر روايتي نقل شده مبني بر اينکه: 
 
"زن باكره اي را بخواهيد كه فرزندان بسيار بياورد و سرينيش بزرگ باشد."
 
بخش دوم به بحث درباره آميزش جنسي اختصاص دارد، و با نقل رواياتي آمده: "هنگام آميزش با همسر فوري بر روي او قرار نگيريد و عمل دخول را انجام ندهيد" بلکه "پيش از آن با لمس زن، با او بازي و خوش طبعي كنيد زيرا اين عمل آميزش را براي شما پاكيزه تر و گواراتر مي كند." در اين بخش توصيه شده كه
 "هنگام دخول روبه قبله و يا پشت به قبله نباشيد" و با نهي آميزش به شكل ايستاده آورده است: "چهارپايان اين گونه جماع مي كنند و اگر فرزندي در آن هنگام بهم رسد مانند الاغ بر تخت خود بول مي كند."
 
در اين کتاب همچنين آميزش در شب اول ماه رمضان مستحب دانسته شده اما
 "فرزند حاصل از آميزش در شب عيد قربان را داراي شش و يا چهار انگشت در دست" دانسته و توصيه كرده "براي اينكه فرزند چشم چپ نشود به هنگام بعداز ظهر جماع نكنيد."
 
"پشت بام و زير درخت ميوه دار "از جمله مکان هايي است که در اين تقويم به عنوان مكان هاي نامناسب براي آميزش ذكر شده و "فرزند حاصل از آميزش بر روي پشت بام را فرزندي منافق" و "فرزند حاصل از آميزش زير درخت ميوه دار را جلاد، آدمكش و يا كاهن و جادوگر "توصيف كرده و "فرزند حاصل از جماع در برابر نور خورشيد را همواره در نكبت و فقر" توصيف كرده است.
 
بخش سوم تقويم زناشويي به تغذيه جنسي پرداخته و به معرفي مواد غذايي كه شهوت را زياد مي كند پرداخته است كه برخي از نمونه هايش چنين اند:
"خوردن انار نطفه مرد را زياد مي كند و فرزند را زيبا مي گرداند."
" انجير را خشك و تر بخوريد كه جماع را مي افزايد."
"پياز بخوريد كه سه خاصيت در آن هست بوي دهان را پاك مي كند، لثه را محكم مي نمايد و بر نطفه و قدرت جماع مي افزايد."
"خوردن تره بعد از غذا مدر حيض، مقوه كمر و محرك باه مي باشد و نيروي جنسي را تحريك مي كند."
"دم كرده گياه زعفران محرك قوه جنسي مي باشد."
"روغن زيتون نطفه مرد را زياد مي كند."
" مداومت در مصرف كاسني به هر كسي كه دوست دارد ثروت و اولادش زياد شود سفارش شده."
"تخم كاهو سرد و خشك و مانع احتلام و سيلان مني مي باشد."

"هر كس كدو را با عدس بخورد وقتي كه خدا يادش آيد دلش نازك گردد و جماع او بيشتر مي شود".
"به زنهاي حامله كندر بخورانيد زيرا آنكه در شكمش هست اگر پسر باشد دانا، شجاع و قلب او پاك باشد و اگر دختر باشد صورت و سيرتش خوب مي شود و اطراف رانش بزرگ و نزد همسرش محبوب و سعادتمند مي باشد".
" خوردن هويج كليه را گرم و آلت رجليت را بلند مي نمايد".
"علاوه بر خوردني ها گياه حنا به عنوان خضاب اسلام و سيد گلها در دنيا و آخرت مي باشد و اين گياه باعث افزايش قدرت جماع مي شود".
در بخش چهارم اين اثر كه به حقوق زن و شوهر بر يكديگر مي پردازد
 "يكي از حقوق شوهر بر زن را مضايقه نكردن از نزديكي موقع اراده شوهر حتي بر پشت
 
پالان شتر" آورده است.
علاوه بر اين در اين تقويم ارزشي در روزهاي مختلف توصيه هاي مختلفي در باره تاكيد و يا نهي از عمل آميزش جنسي از قول بزرگان دين نقل شده است.در حالي كه بارها و بارها در اين اثر به زنان توصيه شده که در خدمت به مرد و خود را تسليم مرد كردن در عمل جنسي کوتاهي نکنند، وظيفه آن ها را به طور متقابل بيان نكرده و فقط به چند سطر آن هم نظافت، خوشبويي، گشاده رويي، كمك به زن در انجام امور منزل، مهرباني و خوش اخلاقي با او و تحمل و بردباري پيرامون حرفهاي نارواي زن بسنده كرده است.
+ نوشته شده توسط نيوشا در جمعه 20 شهریور1388 و ساعت 0:40 AM |
متاسفم برای مردم جو گیرایران که اینقدر حافظه ی تاریخی ضعیفی دارند

همونطور که خاتمی در طول ۸ سال ریاست خودش معجزه کرد دیگران هم خواهند کرد.

به مرگ گرفته شدیم حال به تب راراضی...

در مورد انتخابات و شركت يا عدم شركت در اون نمي خوام خيلي پر حرفي كنم چون كسانيكه به سن ما هستن و چند دوره انتخابات رو ديدن مي دونن كه جز تغييرات سطحي در شيوه هاي اداره ي دولت تغييرات اساسي صورت نگرفته و اون هايي هم كه سن كمتري دارند و تب انتخابات حسابي داغشون كرده اگه بتونن بر احساساتشون غلبه كنند مي تونند بهتر تصميم بگيرند فقط اميدوارم اون هايي كه مي خواهند بين بد و بدتر يكي رو انتخاب كنند عاقلانه و به دور از سطحي بيني و احساسات اين كار رو انجام بدن. چند روزیست که باز تب انتخابات همه جا رو فرا گرفته و روی ماشین و دور  مچ دست و خیلی جاهای دیگه نوار های سبز رنگی می بینیم که نشان از حمایت از نماینده ی اصلاح طلب ها آقای میر حسین مو سویست اما واقعا تا چه حد این حمایت ها بر پایه ی عقل و اطلاعات صحیح و تفکر است؟؟؟

ازتون خواهش می کنم ادامه ی مطلب رو مطالعه کنید به خصوص از ۶ سوال آخر به بعد رو. 

میرحسین موسوی، در جواب سوالات صریح دانشجویان، جلسه را ترک کرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نيوشا در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 0:25 AM |
سلام دوستای عزیزیم که حتی با وجود کم لطفی های من باز هم فراموشم نکردید.

مدتی به علت بیماری و عمل جراحی بستری بودم اما الان کاملا خوبم و کم کم دارم خودم رو برای در گیر شدن با زندگی آماده می کنم.

شاید مدتی طول بکشه  تا مطلب جدید ی توی وبلاگم بگذارم.

منتظرم باشید...

+ نوشته شده توسط نيوشا در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 12:26 PM |
سلام وبلاگ عزیزم

                                                    تولدت مبارک

وبلاگ زندگی آبی با موضوع شاکی دیروز یکساله شد اما من بی معرفت یادم رفته بود.

وبلاگ عزیزم و دوست و همدم خوبم تولدت رو تبریک می گم و ممنون که تو این یک سال یار و گوش شنوای همه ی غم ها و شکوه هام بودی ممنونم که این همه دوستای خوب رو با تفکرات مختلف به اینجا کشوندی و من رو باهاشون آشنا کردی.

از همه ی دوستای گلی که تو این یکسال همراهمون بودن تشکر می کنم چه اونهایی که اومدن و رفتن چه اونهایی که هنوز هم همراه ما هستن.

امیدوارم این دوستی ها تداوم داشته باشه.

+ نوشته شده توسط نيوشا در دوشنبه 17 فروردین1388 و ساعت 3:51 PM |

                              نوروز ۸۸ مبارک

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند.
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند.
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم ،هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد.
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.

امیدوارم در سال جدید بهترین ها رو در پیش رو داشته باشید.

+ نوشته شده توسط نيوشا در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 1:6 AM |

                                                         عشق

با توجه به اينكه به روز عشق در دنيا(14 فوريه) و روز عشق در ايران باستان (سپندار مذگان 29 بهمن) نزديك شديم تصميم گرفتم راجع به عشق بنويسم اما نه  به شيوه ي معمول كه در خيلي از وبلاگ ها مي بينيم و مي خونيم.نمي خوام يه شعر عاشقانه ي سوزناك بنويسم و قالب وبلاگم رو مشكي كنم و چند نفر هم نظر بگذارن بگن شعر قشنگي بود به وبلاگ ما هم سر بزن.

تا حالا عاشق شدي؟ يا بهتر بگم ؛ تا حالا كسي رو خيلي زياد دوست داشتي؟

اكثريت ما چنين حسي رو تجربه كرديم يا در آينده اي خيلي نزديك خواهيم كرد.

مي خواهم راجع به عشق هايي كه اطرافمون به وفور مي بينيم حرف بزنم.لابد جملاتي مثل "كجا مي خواي بري؟ با كي مي ري؟ آيا پسر (دختر) هم اونجا هست يا نه؟ "  رو خيلي زياد شنيدين و يا تماس هاي زياد  و  اس.ام.اس  هاي اعصاب خورد كن هر 20 دقيقه يكبار رو.

آخه چرا؟ خوب عزيزم چون دوستت دارم؛نمي تونم ببينم با پسر(دختر) ديگه اي حرف مي زني.

نمي تونم ببينم ميري مهموني و بدون من شادي.مي ترسم اونجا   مخت  رو بزنن.

آيا اينها واقعا نشانه هاي عشق يا دوست داشتن واقعيه؟

اين كاملا طبيعيه كه وقتي انسان كسي رو دوست داره نسبت بهش حساس مي شه ؛ وابستگي ها بهش زياد مي شه و دوست داره  باهاش  باشه.اما آيا اينقدر افراطي؟؟!!

آيا ما نمي تونيم خودمون و احساسات بيمارگونه ي حسادت خودمون( چه پسر و چه دختر ) رو كنترل كنيم؟

چرا واقعا نمي توني ببيني كه دوست دختر يا دوست پسرت بدون تو با هم كلاس هاش يا يك گروه كوهنوردي به اردو بره و خوش باشه؟مي ترسي دختر يا پسر ديگه اي دوستت رو از چنگت در بياره؟
خوب اگر قراره دوست دختر( پسرت) با توجه ديگران و يا با ديدن زيبايي ديگران بپره چرا به زور نگهش ميداري؛بزار بپره.آيا يك همچين دوستي ارزش علاقه مند شدن رو داره؟

اشتباه نكنيد!! من نمي گم به دوستتون توجه نكنيد.گاهي نگران نباشيد كه شب كي مي ره خونه و الان كجاست.اما آيا محدود كردن و به زور نگه داشتن ديگران عشقه؟اين رو مطمئن باشيد اگر كسي شما رو دوست داشته باشه خودش يكسري محدوديت ها براي خودش از لحاظ اخلاقي قائل مي شه. مثلا اگر در جمع مختلطي هست و داره خوش مي گذرونه حواسش به اين هم هست كه بيش از اندازه ي متعارف به كسي نزديك نشه و اگر هم پيشنهاد ويا سر نخي دريافت كرد چطور ردش كنه  و ديگه نيازي به گفتن نداره كه آدم هوس باز و تنوع طلب هم ارزش دوست داشتن نداره و بايد نسبت بهش خونسرد باشي و بهش دل نبندي.

چرا ياد نمي گيريم كه براي يكديگر استقلال شخصيت قائل باشيم؟

آيا اصولا مفهوم استقلال شخصيت رو درك مي كنيم؟؟!!

هر انساني در زندگي فردي خودش به جز فرد مورد علاقه اش زندگي شخصي و علايق و دوستان شخصي دارد.و بايد به گونه اي عمل كند كه به خانواده ، درس ، كلاس هاي مورد علاقه ، و يا ورزش و دوستان شخصي و حتي تفريحات مورد عاقه ي خودش برسد و شما هم به عنوان فرد مورد علاقه ي اين انسان تنها بخشي از اين برنامه ها و يك بعد از زندگي اون هستيد كه بايد نيازهاي اين بعد از زندگي اون رو برطرف كنيد(به طور متقابل) نه تمام زندگي اين انسان!!!

چرا اكثر دختر خانم ها و گاهي برخي از آقا پسر ها پس از پيدا كردن فرد مورد علاقه ي خود( به قول خودمون دوست فابريك ) تمام دوستان خود را كنار مي گذارند؟

تمام وقت و زندگي خود را به اون فرد اختصاص مي دهند؟ و آيا اصلا انتظار چنين عملي از طرف مقابل انتظاري منطقي و درست است؟

من به شما جواب مي دهم: اين عمل تنها و تنها يك نتيجه دارد.باز ماندن از ابعاد ديگر زندگي كه شما بايد در اين سن آنها را ارتقا دهيد و پس از مدتي خستگي از عشق!! آيا تا به حال جمله ي " مي خواهم مدتي تنها باشم" رو شنيديد؟ و آيا كم ديده ايم شيطنت ها و يا بعضا خيانت به دوست فابريك را؟

كمي به اعمال خود فكر كنيد و افكار خود را تصحيح كنيد و قدرت كنترل احساسات را در خود پرورش دهيد و بياييد به يكديگر ياد بدهيم كه در حين آزادي و استقلال شخصيت به يكديگر وفادار باشيم.

براي دوست داشتن يكديگر لازم نيست مثل كنه به هم بچسبيم و براي يكديگر قفس طلايي بسازيم!!

روز جهاني عشق (14 فوريه) و روز ايراني سپندار مذگان (29 بهمن) رو به همتون  تبريك  مي گم و  براتون  آرزوي عشقي   پايدار  رو  دارم.

 

+ نوشته شده توسط نيوشا در جمعه 25 بهمن1387 و ساعت 3:16 AM |

اعتراض كردن از يادمان رفته

آره عزيزان توي مملكتي كه حقوقت رو نمي شناسي واگر بشناسي و بخواي بگيريش برچسب سياسي بهت مي زنن و يا اعتراض نسبت به هر مسئله ي اجتماعي رو به سياست ربط مي دهند مردمش اعتراض كردن از يادشون مي ره،حتي همون مردمي كه بزرگترين اعتراض مملكتشون رو رقم زدند و انقلاب كردند.

من توي دانشگاهي زيبا و با امكاناتي بالا درس مي خونم  اما توي اين دانشگاه زيبا 2 ترمي هست كه نشان دادن كارت دانشجويي براي ورود به دانشگاه براي خانم ها اجباري است در حاليكه آقايان با سلام و احوال پرسي با حراست برادران به دانشگاه وارد مي شوند.اما من در طول اين 2 ترم فقط 4 بار كارت دانشجويي نشان دادم(به جز ايام امتحانات كه براي همه اجباري و منطقيه).چرا؟چون اعتراض كردن رو بلدم.تقريبا ساده به دانشگاه رفتم تا موردي براي گير نداشته باشم و 3 دفعه به خاطر نشان ندادن كارت با فاطي كماندوها دعوا كردم و گفتم من ترم 7 يا 8 ام. خوب نگاهم كن تا يادت بمونه.كارت نشان دادن مال دانشجويان ترم اول و دومه.در جواب شنيدم قانونه!!! و جواب دادم هر وقت اين قانون براي  آقايان هم رعايت شد من هم كارت نشان مي دهم.و ذيگه مشكلي در اين مورد نداشتم.منظورم از بيان اين موضوع اين بود كه حتي جرات اعتراض به مسائل كوچك را هم به عنوان يك جوون نداريم.

وقتي مي خواهيم از مافياي اقتصادي و اينكه پول ها و حقوقمان كجا رفته بپرسيم و يا خواستار معرفي آنان شويم به جرم سياسي بودن دستگير مي شويم. چرا؟ اول اينكه بر كسي پوشيده  نيست كه برخي قدرت هاي سياسي جزو اين مافيا هستند به طوريكه حتي رئيس جمهور مملكت هم با تمام ادعا ها و ديدن فلج شدن اقتصاد كشور جرات فاش كردن اين اسامي را ندارد ، دوم كه مهمتر از اولي است :چون ما برادران و خواهران ديني با يكديگر متحد نيستيم و پشت هم را خالي مي كنيم و زيراب هم را مي زنيم  و هرگاه كسي در جايي حرفي بزرگ بزند بقيه اطرافش را خالي مي كنند ويا با گفتن هيس!!! اورا به سكوت فرا مي خوانند..

همه مي دانيم كه بزرگترين درآمد ملي اين مملكت از صنعت نفت و صنايع وابسته است.

چرا مصدق براي ملي شدن صنعت نفت اينقدر تلاش كرد؟

آيا به خاطر اين نبود كه درآمد حاصل از اين صنعت (لعنت بر اين صنعت كه باعث بد بختي ما شده)صرف آباداني كشورمان و بالا رفتن درآمد سرانه ي ملی كشور(بالا رفتن سطح رفاه) شود؟

پس چرا داشتن كامپيوتر كه در اكثر كشورها مثل نان شب واجب است براي برخي جوانان خانواده هاي متوسط ايران آرزوست؟ و از آن بدتر چرا هنوز هم كودكاني را در سرماي زمستان و گرماي تابستان مي بينيم كه گوشه ي خيابان آدامس يا فال و يا دعاي توسل!!! مي فروشند تا بخشي از مخارج خانواده را تامين كنند؟و آن وقت اس.ام.اسي دريافت مي كنيم كه شماره حساب مي دهند براي كمك به مردم غزه يا فلسطين يا...؟

و چرا هنوز غزه ي ايران(بم) با آن همه كمك هاي مردمي و كشورهاي غربي و مرگ بر آنها!!! آباد نشده وهنوز برخي از مردمش در خانه هاي پيش ساخته و با كمترين امكانات زندگي مي كنند؟؟؟؟

آيا ديدن زجر كودكان و زنان اين مملكت يك مسئله ي اجتماعي است يا سياسي كه ما جرات اعتراض به آن را نداريم؟

چرا بايد در كشوري با صنعت ملي نفت و اين همه استقلال!!! هنوز هم نگران تامين كودكان سرطاني ويا كودكان خياباني باشيم؟آيا اين وظيفه ي مردم است يا دولت؟

ما مي دانيم كه كودكان بسياري در تمام نقاط جهان در تگنا زندگي مي كنند اما آيا چراغي كه به خانه رواست به مسجد رفتنش حرام نيست؟

و آيا اگر دولتمردي در امانتي كه در دست دارد(بيت المال) خيانت كند نبايد بالاترين حكم شرعي را داشته باشد؟

پس چرا اعتراضي به اين كارهاي حرام در كار نيست ؟؟؟

+ نوشته شده توسط نيوشا در دوشنبه 7 بهمن1387 و ساعت 9:22 PM |
                                                 یلدای همتون مبارک

    ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد                           نترس از شب یلدا بهار آمدنی است

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

+ نوشته شده توسط نيوشا در شنبه 30 آذر1387 و ساعت 1:16 AM |
از مغز خودت استفاده کن

واقعا متاسفم برای بعضی از دوستان که میان در عین وقاحت مطلب آدم رو می دزدن و می گذارن تو وبلاگشون بعد هم برای آدم کامنت می گذارن و از وبلاگ آدم ایراد می گیرن.عزیزم من مطلب پایین رو (مديريت ايراني)از تو مجله ی دانشگاهم تایپ کردم.خانم یا آقای یک  رهگذرaryana77.blogfa.com: وبلاگ شما چقدر خلوته
رنگی هم که هست
بهش برس تا لینک کنیم شما رو

.لطف كن شما لينك نكن چون دوست ندارم با دزد ها مراوده اي داشته باشم.

همه ي مطالب وبلاگت رو همينجوري گذاشتي؟بهتره بدوني من تو وبلاگم با كسي رو دروايسي  ندارم براي همين همه چيزو زدم تا خجالت بكشي.يكم تو سايت ها بگردي و مطالعه داشته باشي اونقدر مطلب هست كه نياز نداشته باشي از تو وبلاگ ها برداري.

+ نوشته شده توسط نيوشا در پنجشنبه 21 آذر1387 و ساعت 1:8 AM |

                                                       مديريت ايراني

 يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند.هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند.هر تيم شامل 8 نفر بود...

در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند.روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و در حالي كه قايق ها خيلي نزديك به هم بودند.تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود...

بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند...

مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز شوند;  براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روش هاي جديد براي پيروزي...

بعد از تحقيقات گسترده ، تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه درتيم ژاپن 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان،و خوب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن!!!

اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد; مديران تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديد را براي تيم طراحي كنند...

بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پاروزن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده،در پايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند:ساختار تيم ايران بايد تغيير كند!

از آن روز به بعد با ارائه ي راه كارمشاورين، تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد: 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر به عنوان مدير،1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن!علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن حتما بايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كار گرفته شود!

و در مسابقه ي سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود!...

بعد از شكست در دومين مسابقه ،مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج كردند ،زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است.اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدر داني مي كنند و جوايزي را به آن ها مي دهند، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه ي خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند...

مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز،كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند،تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند ومديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد كرده بودند،پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است(!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتبجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند.در نتيجه:

تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك "قايق" جديد است!!...

 

منبع:ماتريس ،فصلنامه ي علمي دانشگاه شمال

 

+ نوشته شده توسط نيوشا در یکشنبه 17 آذر1387 و ساعت 9:39 PM |