موضوع امروزم خيلي متفاوت از موضوعاتي كه تا حالا راجع بهشون نوشتم .
مي خوام راجع به انسان هايي صحبت كنم به نام نامادري...
آدم هايي كه خودشون نامادري بودن رو انتخاب مي كنن و با مردان مطلقه اي كه بچه دارند ازدواج مي كنن بدون اينكه تاب تحمل بچه هاي يك زن ديگه رو داشته باشن.
تو گذشته هاي دور نامادري ها آدم هايي بودن كه كتك مي زدن، توهين مي كردن و گرسنگي مي دادند و بچه ها رو پيش پدر خراب مي كردن و يا مثل داستان معروف سيندرلا جلوي خوشبختي بچه هارو مي گرفتن. اما زندگي ها عوض شده و نا مادري ها هم مثل تمام عناصر ديگه ي زندگي پيشرفت كردن...
نا مادري هاي جديد آدم هايي هستن كه جلوي پدر به بچه ها احترام مي گذارن اما هر جا كه بتونن بچه ها رو خراب مي كنن ،هر كار زيبا و قشنگي كه انجام ميشه رو وارونه جلوه مي دن و به هر دروغ و حقه اي براي خراب كردن فرزندان شوهر دست مي زنند تا بتونن جاي بچه هاي خودشون رو تو دل همسر و اطرافيان باز كنن.شايد نا مادري هاي جديد جرات كتك زدن و گرسنگي دادن رو نداشته باشن اما از هيچ بدي در حق بچه هاي همسر دريغ نمي كنن و اونقدر بدبخت و بيچاره هستن كه تمام انرژي، وقت و اعصابشون رو در اين راه خرج مي كنن و از پشت خنجر مي زنند به خصوص اگر بيماري حسادت در اين آدم ها قوي باشه .
با توجه به افزايش درصد طلاق من به عنوان يه دختر بالغ از تمام زنان و مردان مي خوام كه تا زماني كه جنبه ي يك نامادري و يا ناپدري بودن خوب رو تو خودشون نديدن به ازدواج با شخص بچه دار راضي نشن، و بدونن كه ازدواج با اين شرايط كار آسوني نيست و تو زندگي بايد روي خيلي از خواسته هاي دلشون پا بگذارند و همسرشون رو با اشخاص ديگه اي تقسيم كنين.درسته، كار ساده اي نيست پس خوب فكر كنين تا داستان اين نا مادري ها دوباره تكرار نشه.
پاورقي : منظور از نامادري زنانيست كه جنبه ي مادري كردن براي فرزندان زنان ديگر رو ندارن.نه زنان اندكي كه وظيفه ي مادري رو به خوبي براي فرزندان همسر اجرا مي كنند و لياقت نام مادر رو دارند نه نامادري.
+ نوشته شده توسط نيوشا در سه شنبه 31 فروردین1389 و ساعت
3:44 PM |